الیناگلینا
X
الیناگلینا
شيرين عسل مامان
تاريخ : يکشنبه 26 آبان 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : مرتبه

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 272 مرتبه

 

دختر خوشگل مامانی دو سه روز بود که سرما خورده بود و حال نداشت تب کرده بود ، خیلی نگران نانازم شده بودیم.تبش به ٣٩ درجه رسیده بود و نمی تونست هیچی بخوره،بردیم دکتر و بعد از معاینه دکتر گفت یه نوع سرما خوردگی ویروسی،چسبیده بود به من و فقط شیر می خورد بعد از خوردن دارو هاش امروز به لطف خدا یه کم بهتره.

niniweblog.com

 ١٨/٠٤/٩٠

 




موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 188 مرتبه

 

دختر عزیز تر از جونم فردا شانزدهم تیر ماه هشت ماهگی ات تموم میشه . الان تقریباً هشت کیلو و ... هستی .ماه پیش که برای کنترل پیش دکترت بردیم اصلاً وزنت اضافه نشده بود ولی این ماه نزدیک فکر می کنم یک کیلو اضافه کردی .

دختر نازم وقتی مامانی سر کاره زنگ می زنه و هر روز باهات حرف می زنه و مادر جون بهم می گه که چطوری گوشی را دستت نگه می داری و گوش می کنی .قربون اون فهم و درکت بره مامانی، کی  می خوای برا مامانی شیرین زبونی کنی و با هام حرف بزنی؟

 

١٥/٠٤/٩٠




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 181 مرتبه

 

دیروز صبا زنگ زد گفت که دلش برام خیلی تنگ شده ، هفته پیش صبا با مامانش رفته بود قم،وحالا كه برگشته بود مي خواست منو ببينه ما هم رفتیم خونه عزيز  چون صبا اینا اومده بودند اونجا.ما معمولاً همديگه را اونجا مي بينيم .صبا واسمون یه بسته سوهان و یه عروسک( فیل تبل زن)آورده بود .دست صبا درد نکنه .ماچ 

 ١٤/٠٤/٩٠




موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 1030 مرتبه

 

دیروز مامانی میخواست با دامن توری خوشگل ازم عکسهای خوشگل بگیره اما من اصلاً حوصله نداشتم و از دامن می ترسیدم آخه یه کم زبر بود به بدن لختیم می خورد و من دوست نداشتم اما مامانی با هر ترفندی بود دامن رو پوشوند و ازم عکسهای خوشگل گرفت.همش هم بهم می گفت فرشته مامان چقده خوشگل شدی. 

 niniweblog.com

دختر ناز مامان چرا این روزا اینقدر ترسو شدی . دیشب حتی از تابت هم می ترسیدی چه برسه به اینکه بشینی توش، از دامن توری که مامانی واست آماده کرده بود و می خواست ازت عکس بگیره می ترسیدی.مامانی دوست نداره دختر نازش ترسو باشه .باید نترس باشی اونوقت مامانی بهت می گه دختر شجاع .(باشه گلم)

13/04/90




موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 202 مرتبه

سلام دختر نازم.

امروز مامانی از همیشه بیشتر دلتنگته.دلم می خواد زودتر عقربه های ساعت بچرخد و ساعت ٣.٥ بشه تا بیام و روی ماهت رو ببینم.

عزیز دل مامان ، وقتی مامانی سر کاره، قلبش پیش توه، همیشه دعا می کنه که خدا تو را واسش صحیح و سالم در پناه خودش حفظ کند.قند عسلم امیدوارم زودتر بزرگ شی و با مامانی حرف بزنی و تو هم درد دل هاتو به مامانی بگی .

الان که مامانی داره این چیزها رو می نویسدتو دقیقاً ١٠ روز دیگه ٨ ماهت را تموم میکنی و وارد ماه نهم زندگیت می شی.دوستت دارم دختر نازگلم.niniweblog.com

niniweblog.com

من و جوجه ام

٠٣/٠٤/٩٠

 




موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 308 مرتبه

 

سلام دوستهای گلم.دیروز عصر وقتی مامان از سر کار برگشت خونه، با خاله ها رفتیم بیرون واسه خرید.من  تو راه بغل خاله فریبا خوابیدم اما ظاهرا وقتي من تو خواب بودم، خاله فریبا یه دست لباس راحتی و مامانی یه تاپ واسم خریده بدون اینکه از من نظر خواهي کنندكه خوشم مياد يا نه(البته بدك نبود)خوشم اومد .چشمک

  خونه مادر جون

ضمنا تا وقتی مامانی سر کاره، مادر جون و خاله از من نگهداری می کنندتا مامانی بتونه به کارش برسه.بخاطر همین مادر جون و خاله فریبا، خیلی  دوستتون دارم .ماچخاله شعرهای خوشگل واسم می خونه،واسم آهنگ می گذاره ،باهام بازی می کنه،اجازه میده با کامپیوترش بازی کنم،بهم غذا میده و مراقب منه تا مامانی برگرده.قلب

 

 

 




موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 185 مرتبه

گل به سر  

باد آسمان را دیشب تکان داد

سه تا ستاره در دستم افتاد

بودند آن ها بسیار زیبا

یک دانه اش را دادم به بابا

آن دیگری را دادم به مادر

دیدم که مانده یک دانه دیگر

آن را به بالا پرتاب کردم

این کارها را در خواب کردم..

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 227 مرتبه

 

لا لا يي

آلا لا لا گلم باشى،

 

تو آرام دلم باشى

 

نشینى در کناره مه

 

نمیرم و برم باشى

 

آلا لا لا گل سنبل

 

 جهان شد پر گل و بلبل

 

بیا با مه رویم صحرا

 

براى هم، بچینیم گل

 

آلا لا لا، گل لاله

 

دل از مهر تو خوشحاله

 

الهى زنده باشى تو

 

شوى ده ساله، صد ساله

 

 

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 285 مرتبه


مامان جون من چه مهربونه

دوسش دارم خيلي زياد خودش مي دونه

يه شاخه گل هديه ي ماست براي مادر

اونكه به فكر بچه هاست از همه بيشتر


niniweblog.com


باباي خوبم چراغ خونست

دستاي گرم اون برام يه آشيونه است

يه شاخه گل هديه ي ما براي بابا

اونكه هميشه سايه اش روي سر ماست

گل دسته

٣٠/٠٣/٩٠ 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 236 مرتبه

niniweblog.com

امروز فهميدم كه پسر گل نگار جون به دنيا اومده .اسمش هم ايليا است. من هم تولد ايليا جون را به مامان ايليا كه دوست خوبم هم هست تبريك مي گم.نگار جون قدم نو رسيده مبارك. من كه رفته بودم تهران براي اينكه دختر نازم را به دنيا بيارم(بيمارستان دي-خانم دكتر كاتب)  نگار جون بهم گفت كه بارداره ولي تازه دو ماهه بود.

٢٨/٠٣/٩٠




موضوع : خاطرات
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 81 نفر
بازديدهاي ديروز : 81 نفر
بازدید هفته قبل : 831 نفر
كل بازديدها : 207420 نفر