الیناگلینا
الیناگلینا
شيرين عسل مامان
تاريخ : يکشنبه 26 آبان 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : مرتبه

 



موضوع :
تاريخ : شنبه 8 مرداد 1390 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 235 مرتبه

چي مي گي مامان ؟

مامانم آرزو داره كه من زودتر راه بروم،بدوم، بخورم ،حرف بزنم و شيطوني كنم . خلاصه اينكه زودتر بزرگ شم.البته قبل از اونا دندونهاي مرواريدم زودتر در بياد.هر چند من اصلاً برام فرقي نمي كنه و بدون دندون هم همه چي را مي خورم.همين ديروز تو باغ عمه نرگس اينا كم مونده بود هلو خفه ام كنه كه بابايي با خونسردي تموم درش آورد.مامان و بابا هم تصير ندارند كه ميوه را درسته مي دهند دستم چون موقعي كه بهم نمي دهند شر به پامي كنم  .



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 28 تير 1390 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 282 مرتبه

قند عسل

شرکت مامان جونم چهار روز تعطیله ،منم خیلی از این بابت خوشحالم چون عیده و  مامانی می خواد پیشم بمونه.البته اون موقع هایی که مامانی  خونه است کلی برنامه زندگیم تغییر می کنه مثلاً من صبح هر وقتی که بخوام از خواب بیدار میشم و این خیلی خوبه.

بابایی هم کامپیوترش را ارتقا داده و کلاًبا اون مشغوله و داره اونو راست و ریست می کنه.

منم چهار دست و پا میروم و از هر چیزی برای بلند شدن کمک می گیرم .یه کمی هم چشمم عفونت کرده بود و قرمز شده بود. که با بابایی رفتیم دکتر، دکتر هم یه قطره نوشته که من اجازه نمی دم بریزن توی چشمم.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 13 تير 1390 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 295 مرتبه

cute baby

امروز اول ماه مبارک شعبانه، دقیقاً٤ روز مونده که هشت ماهم تموم بشه و وارد نه ماهگیم بشم ،ومفتخرم که تونستم که کاملاً چهار دست و پا برم و دیگه زود خسته نشم و هی بشینم، دیگه دست و پام کاملاً با هم هماهنگ شدند و با هم راه میان.مامانی هم خیلی از این بابت خوشحال و ذوق می کنه ولی باید حواسش جمعتر باشه چون تصمیم دارم همه چی را بعد از این به هم بریزم و تست کنم.

niniweblog.com



موضوع :
تاريخ : شنبه 11 تير 1390 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 285 مرتبه

اینجا اتاق منه، مامانی و بابایی اینجا را واسم درست کردند، موقعی که هنور به دنیا نیومده بودم.بابایی اتاقم و رنگ کرده و مامانی کمدم را واسم چیده.الان هم تو کمدم کنار خرسم نشستم و دارم به مامانم نگاه می کنم.



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 2 تير 1390 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 229 مرتبه

niniweblog.comسلام به همه دوستای گلم.دیروز با مامان جونم و خاله ها و عمه ها و مادر بزرگهام رفتیم پارک بانوان.خیلی خوش گذشت من خیلی خوشحال بودم و شیطونی می کردم ، مامانی هم منو لوس می کردو بازی می داد .مامانی واسمون  کتلت مرغ درست کرده بود و مادر بزرگم کشک بادمجان و عمم هم سوسیس سیب زمینی،همه گذاشتند وسط و با هم خوردند.من از کتلت مامانی  کلی خوردم خیلی خوشمزه بود.niniweblog.comبعد رفتیم با مامانی قدم بزنیم من هم توی آغوشی مامانی نشستم و عمه اکرم هم توی راه از من و مامانی عکس گرفت. ولی من زیاد حوصله نداشتم و اونقدر غر زدم که دیگه مامانی تصمیم گرفت برگرده و از خیر پیاده روی گذشت. ساعت ٨ هم رفتیم دنبال بابایی و برگشتیم خونه،آنقدر خسته بودم که یه کم شیر خوردم و خوابیدم.



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 25 خرداد 1390 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 201 مرتبه

niniweblog.com

niniweblog.com

بابایی مهربونم روزت مبارک

niniweblog.com

 روز پدر را به بابا جونم تبریک می گم خدا سایه بابا ها را رو سر نی نی ها نگه داره واسه همیشه.

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 23 خرداد 1390 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 327 مرتبه

آرامش الينا



موضوع :
صفحه قبل 1 ... 31 32 33 34 صفحه بعد
درباره وبلاگ

دختر عزیزم من این وبلاگ را به عشق تو مي نويسم که لحظات شيرين و خاطرات خوبت را ثبت كنم تا زمانیکه بزرگ بشی وخودت بتونی بخونی بهت نشون بدهم امیدوارم از خاطراتت لذت ببری.

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 41 نفر
بازديدهاي ديروز : 44 نفر
بازدید هفته قبل : 250 نفر
كل بازديدها : 189573 نفر
امکانات جانبی
گالری تصاویر abzar.ir/abzar/tools/stat/amar-v2.php?color=2E0A02&bg=F799E1&kc=888888&kadr=1&amar=gdi3vinp-korm8wzv0n6"> ="text-decoration: none">كد ماوس