الیناگلینا
الیناگلینا
شيرين عسل مامان
تاريخ : يکشنبه 26 آبان 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : مرتبه

 




موضوع :
تاريخ : شنبه 22 آبان 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 115 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





ادامه مطلب...

موضوع : خاطرات,عکس های الینا
تاريخ : دوشنبه 17 آبان 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 47 مرتبه

 

عصر 15/08/95 موقع برگشتن از خونه مادر جون رفتيم  2 كيلو كيك يزدي خريديم كه صبح روز تولدت ببريم مدرسه. قبلش با مدير مدرسه (خانم هاشمي نژاد )هماهنگ كردم كيك تولد بيارم كلاستون اما موافقت نكردند و گفتن :فقط مي تونيم شيريني خشك بياريم  كلاس.خلاصه صبحشيريني را بردم تحويل خانم مربي ات خانم كرباسي دادم و اونم كلي تبريك گفت و بابت شيريني تشكر كرد.

عصر هم من يه ساعت و نيم مرخصي گرفتم و اومدم از مغازه آقا تپله ژله و ذرت و خوراكي واسه تولدت خريدم و اومدم خونه . تو هم كلي لباس تا زده بودي و روي مبل چيده بودي و داشتي فروشنده بازي مي كردي . مادرجون هم تدارك شام ديده بود كه شب تولدت اونجا باشيم .خاله جون هم شيريني مورد علاقه تو (رولت و قيفي خامه اي )گرفته بود .

جشن تولدت به خاطر اينكه وسط هفته افتاده نگهداشتيم پنجشنبه شب.




موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 16 آبان 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 53 مرتبه

عزيز دلم تولد 6 سالگيت مبارك.

و امروز دوباره متولد می شوی

و شمع ها ، که سهم توست از زندگی

و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند

و شكوفه هايي که دوباره خواهند شکفت

و عطری که نصیب پروانه هاست

و تو سهم من از تمام زندگی

تولدت مبارک




موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 31 شهريور 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 92 مرتبه

روز اول مدرسه

امروز جشن ورود به مدرسه بود عشق من .يك روز عالي و دوست داشتني براي مامان ها .مخصوصا من كه تجربه اولم هم بود.

 




موضوع : خاطرات
تاريخ : دوشنبه 8 شهريور 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 147 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 31 مرداد 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 130 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 24 مرداد 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 127 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 2 تير 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 147 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : خاطرات
تاريخ : شنبه 25 ارديبهشت 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 150 مرتبه

چهارشنبه (22/02/95) شب تب كردي و مريض شدي .منم  كه بيدار شدم ديدم وضعيت من از تو هم بدتر ه گوشم چنان تيري مي كشيد .طفلي بابايي بيدار بود و تو را پاشويه مي كرد و دارو بهت مي داد و منم سر درد و آبريزش و ..

خلاصه صبح بابايي رفت سر كار  و من و شما هم رفتيم دكتر .رفتيم كلينيك فارابي ،مامان چكاپ داد و  اومديم پايين دكتر داروهامون را گرفتيم و اومديم يه دور بزنيم  كه طبق معمول تو توت فرنگي ديدي و يه بسته خريديم و همونجا شستيم و توي راه خوردي . ماماني هم از مغازه لوكس يه جفت شكر ريز خوشگل خريد(25t).

بعد اومديم خونه و از داروهامون خورديم و يه كم سوپ و عدسي خورديم و  بعد از دوش گرفتن وسايلمون را جمع كرديم و رفتيم خونه ثريا جون داديم موهامون را درست كرد و رفتيم تولد . اونجا واقعاً حال نداشتي و بهت خوش نگذشت اما يه كم كيك تونستي بخوري و  زود پا شديم اومديم خونه و همونجا خوابت برد. شب هم يه كم تب داشتي و دوباره نتونستيم بخوابيم . اما از جمعه صبح بهتر شدي و عصر هم رفتيم باغ عمه نرگس.




موضوع : خاطرات
تاريخ : سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 192 مرتبه

 

95/02/11 رفتيم خونه ليلا (كاميار اينا) . خونشون را عوض كرده بودند و به خاطر خونشون رفتيم. خيلي خوش گذشت اونجا تو هم با بچه ها كلي بازي كرديد.

95/02/16 خونه زهرا قرباني همكار مامان رفتيم كه اونم  مي خواد مهاجرت كنه تركيه و  يه جشن خداحافظي گرفته بود .اونجا هم  بچه ها كلي شلوغ كردند.اما تو نسبت به بچه هاي ديگه عاقلانه تر رفتار مي كردي.

95/02/23 هم تولد وانيا جون دعوتيم دختر همكار مامان الهام جون.كه قراره بريم.




موضوع : خاطرات
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 115 نفر
بازديدهاي ديروز : 123 نفر
بازدید هفته قبل : 402 نفر
كل بازديدها : 215376 نفر