خاطرات
X
الیناگلینا
شيرين عسل مامان
تاريخ : يکشنبه 26 آبان 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : مرتبه

 



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 412 مرتبه

 

الینا جون فردا روز تولدته .دختر نازم یکسال پیش ١٦ آبان٨٩ ساعت ٩:٣٧ در بیمارستان دی تهران توسط خانم دکتر کاتب بصورت سزارین پا به این دنیا گذاشتی .

 



ادامه مطلب...

موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 185 مرتبه

 

چند روز پیش موقعی که ما خونه نبودیم دیگ موتور خونه آپارتمانمون به علت سهل انگاری یه تعمیرکار ترکیده و خدا را شکر که اتفاقی برای کسی نیفتاده به خاطر همین هم دیگه آب گرم نداریم شوفاژها هم كار نمي كنند و با اين هواي سرد ديگه ما مجبور شديم خونه عزيز جون اينا بمونيم تا موتور خونه را تعمير كنند.

واما تغييرات شما،شب ها كه ساعت 8 الي 9 مي خوابيدي ديگه بعد از من مي خوابي .يعني ساعت 11:30 به زور و اگه همه بخوابند مي خوابي. موقعي كه رختخواب ها را مي انداختند تا بخوابيم تازه ذوق مي كردي و بازي ات مي گرفت .

من هم كه ديروز خيلي سر كار خسته شده بودم هي مي خواستم بخوابونمت تا خودم هم بتونم بخوابم ديدم فايده نداره من گرفتم خوابيدم و تو اون اتاق با مادر جون اينا بيدار مونده بودي تا دايي از سر كار برگرده بعد تازه  مادر جون مي گفت كه با دايي رضا شام هم خوردي و  ساعت 11:30 منو بيدار كردنكه بهت شير بدم كه بخوابي .

خلاصه خير اين اتفاق واسه تو بوده كه چند روزي حسابي شلوغ كني و خوش بگذروني

تا تولد دختر نازم فقط 4 روز مونده.



موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 244 مرتبه

 

دختر گلم ديروز رفتيم برات كاپشن و شلوار خريديم البته كادوي تولدت از طرف مادر جون اينا بود كه خواستند با سليقه خودمون برات چيزي بخريم . خلاصه اينكه من و خاله فريبا و بابايي كلي گشتيم تا به تن شما يه چيز خوب و خوشگل بخريم اما چون شما خيلي ني ني هستي تموم اون چيز هايي كه ما مي پسنديديم براتون بزرگ مي شد .

ولي بالاخره ديروز يه كاپشن پفي سفيد و يه شلوار قرمز زمستوني برات خريديم مباركت باشه عزيزم اما مجبوري بدون كاپشن و با همون سويشرت قديمي تا 16 آبان سر كني تا كادو كنند و اون روز بهت بدهند كاشكي هوا خيلي سرد نشه كه مجبور بشي پيش پيش بپوشي.



موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 302 مرتبه

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

از دیروز یاد گرفتم که وقتی می گن الینا بوس بده سرم را خم می کنم و بهشون بوس می دم و کلی همه قربون صدقه ام می رن. البته من خیلی وقته هر چی بهم می گن را کاملاً می فهمم و عکس العمل نشون می دم آخه من دخمل عاقلی ام

دیشب عمه نرگس و صبا اومدن خونه ما، منم که عاشق صبا ام، وقتی دیدمش خیلی ذوق کردم و توی ماشین کلی دالی بازی کردیم و از خوشحالی نمی دونستم چی کار کنم .وقتی هم که خونه رسیدیم کلی باهاش توپ بازی کردم .

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 219 مرتبه

 

دختر قشنگم امروز كه زنگ زدم تا حالت رابپرسم مادرجون گوشي را گذاشت توي گوشی توniniweblog.comصدات مي اومد و هي پشت سر هم  با زبون خودت حرف مي زدي من كه صدات كردم و باهات حرف زدم بغض كردي و پشت گوشي منو شناختي و دلتنگ من شديniniweblog.com.فداي دختر گلم بشم الهي، كه اينقدر اين روزها دلتنگ مامانشهniniweblog.com.ماماني هم سر كار فقط به فكر توه و خيلي دلش واسه تو تنگ مي شهniniweblog.com . دوستت دارم خيلي زيادniniweblog.com.قربون چشمهاي قشنگت برم من.niniweblog.comولي فردا را مرخصي گرفتم با اين كه سرما خوردم و وضع درستي ندارم اما باز هم غنيمته كه با هميمniniweblog.com.

راستي الينای خوشگلم زياد از تاب خوشت نمياد ولي ديشب بعد از اينكه از حمام در اومدي سر ذوق بودي و كلي توي تابت نشستيniniweblog.comو كيف كردي و خنديدي بعداً من يادم افتاد كه ازت فيلم بگيريم و واست نگه داريم .اميدوارم بزرگ شدي از فيلم هايي كه ازت گرفتيم خوشت بياد.



موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 1081 مرتبه

 

                                                           

 دوستت دارم عزیز دل مامان این روزها خیلی دلتنگ مامانی میشهniniweblog.com..دیروز که از سر کار برگشتم خونه طبق معمول منتظر اومدن من بودی. بغل خاله فریبا بودی و منو که دیدی خیلی ذوق کردی و خوشحال شدی بعد خودت را پرت کردی بغل من و محکم فشارم دادی . نمی دونستم از این کارت لذت ببرم یا که به خاطر دلتنگی ات ناراحت بشم ولی حس مادرانه ام را شدیداً تحریک کردی .دخترم از ته دل متاسفم که مجبورم تنهات بگذارم.

 

Sorry graphics, sorry scraps, sorry comments, sorry glitter graphics

ملوسم می دونم که علت این همه دلتنگی فقط من نیستم خونه اگه شلوغ باشه زیاد یاد من نمی افتی ولی چون فرزانه هم بعد از ظهر ها میره مدرسه بیشتر حس تنهایی می کنی واسه همینه که خیلی دلتنگ من می شی.

ولی گذشته از این حرفها فقط بیست روز تا تولدت مونده خوشگل مامان.

 

  

 

 



موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 234 مرتبه

 دیروز ظهر که اومدم خونه دیدم چشمت روز بد نبینه دردانه مامان سرما خورده Smileyو شیر مماغش باز شده و هی پشت سر هم عطسه می کنهniniweblog.comو گلاب به روتون آب دماغش آویزون می شه خلاصه اینکه کم اشتها شده بود و چیزی هم از صبح نخورده بود.واسه همین هم دوباره بردیمش دکترhttp://s1.picofile.com/file/6396700200/hospitalbed2.gif.قبل از اون با مادر جووووون الینا را بردیم  حمامniniweblog.com، بعد که بابایی اومد خونه بردیمش دکتر وقتی رسیدیم مطب http://s1.picofile.com/file/6396696176/doctor4.gifاول با آقای دکتر دست داد ، آخه هر کی بهش بگه الینابا من دست بده دستش را دراز می کنه و باهاش دست میده. بعد که دکتر معاینه اش کرد، بهش شربت سرماخوردگی و شربت استانمینوفن داد http://s1.picofile.com/file/6396692152/badmedicine.gifو اومدیم خونه عمه زهراشینا .صبا هم اونجا بودوازسرعین(رفته بود مسافرت) واسه الینا جونم یه هواپیمای خوشگل آورده بودniniweblog.com.مرسی صبا جون.

اميدوارم دختر عزيز تر از جونم ديگه هيچوقت مريض نشه و هميشه سرحال و شاد و سالم باشه. الهي آمين



موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 165 مرتبه

 

دختر نازم دیروز رفتیم دکتر واسه کنترل این ماهت همه چیزت نرمال بود الان که یازده ماه را تموم کردی و وارد ماه دوازدهم زندگیت شدی قدت:٧٨ سانتی متر  وزنت:٩٨٠٠گرم است.

روز شمار تولدت هم شروع می شه .از همین الان تا روز تولدت ٢٦ روز مونده .قربون دختر گلم برم.ان شا ا... تا تولدت حتماً راه رفتن خیلی بهتر میشه شاید هم بدویی.خدا را چه دیدی

 

عسلم دوری ازتو خیلی سخته .این ٨ ساعتی که پیشت نیستم مدام آرزوی دیدنت را می کنم و همیشه یه جورایی نگرانتم گلم می دونم که تو هم دلتنگ من می شی . موقعی که بر می گردم خونه اکثراً با مادر جون منتظرمی . و گرنه مطمئناً خوابی .

نور چشمم دنیا بدون تو هیچ معنایی نداره خدای مهربون تو را واسه ما و همه نی نی های گل را واسه مامان بابا هاشون نگه داره و همیشه سایه مامانی و بابایی بالا سر همه تون باشه.

 

 

 



موضوع : خاطرات
تاريخ : سه شنبه 17 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 582 مرتبه

 

اين پسر خوشگل را خاله فريبا واسه کادوي روز كودك بهم بافته. خيلي دوستش دارم هم خودشو و هم عروسكش را.

 

پسر كوچولو



موضوع : خاطرات
تاريخ : سه شنبه 17 ارديبهشت 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 233 مرتبه

 

امروز ١٦ مهر ماه روز جهانی کودکه. عزیزم،دلبندم ، کودکم،دردانه ام، قندم، عسلم، نفسم روزت مبارک باشه. این اولین روز کودکی که می خواهیم برات جشن بگیریم عزیز دلم. راستی تا تولدت هم دقیقاً یه ماه مونده فرشته من.

 

 

 

ديروز توي شهربازي يه جشني بوده كه ما اطلاع نداشتيم  تو را ببريم امروز از مامان معين پرسيدم كه اگه مي خواهند جايي بروند به ما هم بگويند كه بريم ولي گفت كه به خاطر روز تعطيلي جمعه ديروز واسه بچه ها  تو شهر بازي جشن  گرفتند ما هم جا مونديم ولي اشكالي نداره هوا هم خيلي سرد بود ممكن بود خداي نكرده  سرما بخوري همون بهتر كه نرفتيم. ان شا ا... سال ديگه كه بزرگتر و خانوم تر شدي با هم ديگه مي ريم . 



موضوع : خاطرات
درباره وبلاگ

دختر عزیزم من این وبلاگ را به عشق تو مي نويسم که لحظات شيرين و خاطرات خوبت را ثبت كنم تا زمانیکه بزرگ بشی وخودت بتونی بخونی بهت نشون بدهم امیدوارم از خاطراتت لذت ببری.

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 52 نفر
بازديدهاي ديروز : 89 نفر
بازدید هفته قبل : 141 نفر
كل بازديدها : 196987 نفر
امکانات جانبی
گالری تصاویر abzar.ir/abzar/tools/stat/amar-v2.php?color=2E0A02&bg=F799E1&kc=888888&kadr=1&amar=gdi3vinp-korm8wzv0n6"> ="text-decoration: none">كد ماوس