اليناالينا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 14 روز سن داره

الیناگلینا

همبازي شدن با مادر بزرگ ماماني

الينا جون الان سه روز كه مادر بزرگ من(معصومه آبا)خونه مامان اينا است .تو عاشقشي و  آبا هم خيلي شما را دوست داره .هر بار شما را ببينه بهت پول مي ده .در واقع شما نتيجه معصي آبايي. هر شب كه مي خواهيم بريم خونمون بهش مي سپاري فردا من ميام از مدسه تو اينجا باش نرو خونه تون. ديروز من و خاله فريبا از سر كار رفتيم بيرون و كم و كسري مون را خريديم .خاله جون و من كفش خريديم و بعد رفتيم بازار به دايي جون واسه جا عيدي اش كيف گرفتيم و  يه كم  از آجيل  يكتا واسه مص آبا مويز خريديم و خاله جون از فرد شيريني خريد تا عيدي مادر جون و خاله فرزانه را بده. عيدي خاله فريبا به مادرجون 100 تومن به خاله فرزا...
11 اسفند 1395

آخر هفته پر كار

عزيز دل مامان 16 و 17 ام مهموني داشتيم.16 ام مادرج ون و خاله فريبا اينا اومدند.از صبح كه پا شديم بعد از خوردن صبحانه مشغول به كار شديم .خونه تميز كردن و گرد گيري شستشوي سرويس بهداشتي و بعد آماده كردن غذا و دسر . واسه شام :چلو ماهيچه و واسه دسر هم ژله بستني و پودينگ. بابايي هم زحمت كشيد و رفت آقا جون را هم با كمك مادر جون آورد تا دورهمي مون تكميل بشه.واسه شب نشيني هم  ماه آبا و  هليا اينا اومدن و شب خوبي را گذرونديم .تو هم كلي با هليا بازي كردي و هليا هم يه كار ياد گرفته و همش يه بابا مي گه عمو جعفر خاله رابزن و كلي هم  حال مي كنه و مي خنده .سوار ماشينت شده بود و تنهايي اونو مي راند و لذت مي برد. تا مهمونها رسي...
18 دی 1395