الیناگلینا
شيرين عسل مامان
تاريخ : يکشنبه 26 آبان 1392 | نویسنده : فاطمه
بازدید : مرتبه

 



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 31 شهريور 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 5 مرتبه

روز اول مدرسه

امروز جشن ورود به مدرسه بود عشق من .يك روز عالي و دوست داشتني براي مامان ها .مخصوصا من كه تجربه اولم هم بود.

 



موضوع : خاطرات
تاريخ : دوشنبه 8 شهريور 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 20 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 31 مرداد 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 16 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 24 مرداد 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 30 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع : خاطرات
تاريخ : چهارشنبه 2 تير 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 59 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع : خاطرات
تاريخ : شنبه 25 ارديبهشت 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 72 مرتبه

چهارشنبه (22/02/95) شب تب كردي و مريض شدي .منم  كه بيدار شدم ديدم وضعيت من از تو هم بدتر ه گوشم چنان تيري مي كشيد .طفلي بابايي بيدار بود و تو را پاشويه مي كرد و دارو بهت مي داد و منم سر درد و آبريزش و ..

خلاصه صبح بابايي رفت سر كار  و من و شما هم رفتيم دكتر .رفتيم كلينيك فارابي ،مامان چكاپ داد و  اومديم پايين دكتر داروهامون را گرفتيم و اومديم يه دور بزنيم  كه طبق معمول تو توت فرنگي ديدي و يه بسته خريديم و همونجا شستيم و توي راه خوردي . ماماني هم از مغازه لوكس يه جفت شكر ريز خوشگل خريد(25t).

بعد اومديم خونه و از داروهامون خورديم و يه كم سوپ و عدسي خورديم و  بعد از دوش گرفتن وسايلمون را جمع كرديم و رفتيم خونه ثريا جون داديم موهامون را درست كرد و رفتيم تولد . اونجا واقعاً حال نداشتي و بهت خوش نگذشت اما يه كم كيك تونستي بخوري و  زود پا شديم اومديم خونه و همونجا خوابت برد. شب هم يه كم تب داشتي و دوباره نتونستيم بخوابيم . اما از جمعه صبح بهتر شدي و عصر هم رفتيم باغ عمه نرگس.



موضوع : خاطرات
تاريخ : سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 55 مرتبه

 

95/02/11 رفتيم خونه ليلا (كاميار اينا) . خونشون را عوض كرده بودند و به خاطر خونشون رفتيم. خيلي خوش گذشت اونجا تو هم با بچه ها كلي بازي كرديد.

95/02/16 خونه زهرا قرباني همكار مامان رفتيم كه اونم  مي خواد مهاجرت كنه تركيه و  يه جشن خداحافظي گرفته بود .اونجا هم  بچه ها كلي شلوغ كردند.اما تو نسبت به بچه هاي ديگه عاقلانه تر رفتار مي كردي.

95/02/23 هم تولد وانيا جون دعوتيم دختر همكار مامان الهام جون.كه قراره بريم.



موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 12 ارديبهشت 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 67 مرتبه

 



موضوع : عکس های الینا
تاريخ : چهارشنبه 8 ارديبهشت 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 64 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع : خاطرات
تاريخ : يکشنبه 5 ارديبهشت 1395 | نویسنده : فاطمه
بازدید : 67 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع : خاطرات
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 33 صفحه بعد
درباره وبلاگ

دختر عزیزم من این وبلاگ را به عشق تو مي نويسم که لحظات شيرين و خاطرات خوبت را ثبت كنم تا زمانیکه بزرگ بشی وخودت بتونی بخونی بهت نشون بدهم امیدوارم از خاطراتت لذت ببری.

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 39 نفر
بازديدهاي ديروز : 242 نفر
بازدید هفته قبل : 39 نفر
كل بازديدها : 173926 نفر
امکانات جانبی
گالری تصاویر abzar.ir/abzar/tools/stat/amar-v2.php?color=2E0A02&bg=F799E1&kc=888888&kadr=1&amar=gdi3vinp-korm8wzv0n6"> ="text-decoration: none">كد ماوس