دومين سال نوروز

عيد عيد عيد اومده
دختر گلم ديروز كه چهارشنبه سوري بود و ما هم رفتيم
خونه عمه زهرا اينا و كلي آتيش بازي كرديم.بابايي كه مي گفت تو حتما از صداي بلند مي ترسي و من هم نگران بودم يه موقع نترسي .اما دختر گلم نه تنها نترسيد كلي هم ذوق كرده بود
و ديگه خونه نمي اومد . همش هم مي گفتي آتيش آتيش و با انگشت نشان مي دادي.مخصوصا از آبشار خيلي خوشت اومده بود
.اتفاقا بابايي هم كلي چيزهاي نوري گرفته بود
و تا دلت مي خواست آبشاري روشن كرديم و زنبوري و اونايي كه تو آسمون نور افشاني مي كرد.آفرين به اين بابايي عاقل كه ترقه هاي پر صدا نخريده بود.

پيشاپيش سال نو همه مبارك باشه اميدوارم سال خوب و پر بركتي براتون آغاز بشه و سايه همه بابا و مامانا هميشه رو سر بچه هاشون به لطف خدا بمونه.
٢٤/٠١/٩١


دومين سال نوروز
