مامان مریض
انگار این ویروس بد جنس دست از سر ما بر نمی دراه و نوبتي هم كه باشه نوبت مامان بود كه مريض بشه .چشمت روز بد نبينه دخترم چنان گلو درد و گوش دردي گرفته بودم كه انگار مي خواست منو بكشه نمي تونستم آب دهنم را غورت بدم، تازه متوجه شده بودم كه چقدر آدم تو يه دقيقه آب دهانش را غورت مي ده.
دختر ناز مامان هم هر كاري من مي كردم اداي منو در مي آورد.سرفه مي كردي و هر چي دم دستت مي اومد مي گرفتي جلوي دهنت .اين روزا خيلي بلا شدي و خودت را حسابي لوس مي كني و توي يه جمعي قشنگ مجلس گرمي مي كني و مي خواهي با كارات بقيه را بخندوني عزيزم.
٢٠/١٠/٩٠
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مامان مریض
