اليناالينا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

الیناگلینا

تيتروار از بهمن 93

  پنجشنبه سي ام بهمن رفتيم خونه سميرا جون (دوست مامان) يه پسر خوشگل داره به اسم اهورا، موقع رفتن از قنادي يه كيك تولد گرفتيم تو هم  تو قنادي از همه شيريني ها دوست داشتي بخري بهت گفتيم فقط از يكي اش انتخاب كن تو هم رولت را انتخاب كردي .موقع خارج شدن از قنادي سرت را محكم كوبيدي به شيشه عزيز دلم  خيلي محكم خورد يه كمي گريه كردي اما زود آروم شدي و توي ماشين در چشم به هم زدني شيريني را خوردي و بشقاب خالي را تحويل ام دادي. خونه سميرا اينا هم يه كم رقصيدي و خيلي خيلي مودب بودي البته مهمونهاشون هم كم بود.ليلا جون و دختر كوچولوي دو ماهه اش هم اونجا بودند.تو كه خيلي ني ني دوست داري كلاً پيش ليلا جون بودي و به شير خوردن بها...
3 اسفند 1393

25/11/93

  گل دخترم سلام وقت گرفته بودم ببرمت آتليه ولي از آنجائيكه عكسهاي سه سالگيت را آتليه خاطره خراب كرده بود ، امسال تصميم گرفتم ببريمت تهران كه هم  گردشي براي ما باشه و هم  يه  اقدام مفيد براي شما. واسه همين هم از آتليه سها از قبل وقت گرفتم و  جمه 24/11/93 ساعت 8 صبح راهي شديم .اول رفتيم كرج و يه گشتي تو خ طالقاني زديم و يه پيراهن خوشگل سرمه اي واست خريديم و يه بلوز واسه بابا گرفتيم بعد رفتيم پاساژ مهستان دم ظهر بود و خيلي خلوت بود و چيزي نگرفتيم . روبروي پاساژ مهستان يه پاركي بود و اونجاي نيم ساعتي بازي كردي و رفتيم خونه عمه ايران .شب با ايليا بازي كردي و  فردا بعد از خوردن صبحونه رفتيم آتليه ، سا...
27 بهمن 1393

21/11/93

  سلام عزيزم امروز صبح عمه نرگس و صبا و بابايي اش رفتند مكه . اميدوارم قسمت همه اونايي كه آرزومندند بشه. ديشب رفتيم خونشون و ازشون خداحافظي كرديم. اميدوارم سفر بي خطري داشته باشند و  هر چه زودتر قسمت ما سه تا هم بشه.
21 بهمن 1393

07/10/93

  يكشنبه من و همكارم از امور رفاهي شركت واسه تو و رونيا جون بليط تئاتر حيوانت خواننده جنگل را گرفتيم و عصر كه اومدم خونه مادر جون آماده ات كرده بود و سريع خودمم آماده شدم و با بابا جون رفتيم تئاتر .به شما بچه ها خيلي خوش گذشت و تو و رونيا جون وسط با هر آهنگ مي رقصيديد.آخر برنامه واسه نقاشي بچه ها قرعه كشي مي كردند و به سه نفر جايزه مي دادند. شما بيرون نقاشي كشيديد اما جز سه نفر نبودي عزيزم اما چون شما را صدا نكردند به من مي گي مامان به من جايزه ندادن و كمي بغض كردي تا اينكه جز ده نفري كه  فست فود شاندرمن بعنوان جايزه غذاي كودك مي داد شماره ما را هم خوندن و با هم رفتيم كارت مخصوصش را گرفتيم و تو اونجا بعنوان جايزه بهت ...
9 دی 1393