تيتروار از بهمن 93
پنجشنبه سي ام بهمن رفتيم خونه سميرا جون (دوست مامان) يه پسر خوشگل داره به اسم اهورا، موقع رفتن از قنادي يه كيك تولد گرفتيم تو هم تو قنادي از همه شيريني ها دوست داشتي بخري بهت گفتيم فقط از يكي اش انتخاب كن تو هم رولت را انتخاب كردي .موقع خارج شدن از قنادي سرت را محكم كوبيدي به شيشه عزيز دلم خيلي محكم خورد يه كمي گريه كردي اما زود آروم شدي و توي ماشين در چشم به هم زدني شيريني را خوردي و بشقاب خالي را تحويل ام دادي. خونه سميرا اينا هم يه كم رقصيدي و خيلي خيلي مودب بودي البته مهمونهاشون هم كم بود.ليلا جون و دختر كوچولوي دو ماهه اش هم اونجا بودند.تو كه خيلي ني ني دوست داري كلاً پيش ليلا جون بودي و به شير خوردن بها...





