اليناالينا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

الیناگلینا

نقاشی دلبندم

  شب تاسوعا عمه نرگس اینا حلیم و شام دعوت کرده بودند، رفتیم اونجا تو اولش یه کم حوصله ات سر رفته بود چون سر صبا هم شلوغ بود و زیاد با تو بازی نمی کرد.من به عمه نرگس گفتم کاغذ و مداد بده که تو مشغول بشی آخه یه کم که اوضاع وفق مرادت نباشه می گی : مامان بریم خونمون.تا اینکه با کاغذ و مداد رنگی صبا یه کم مشغول شدی و این نقاشی با مزه را کشیدی خودت و من و بابا که دست هم را گرفتیم.   ...
25 آبان 1392

روز جشن

                                                                           دختر خوشگل و نازم، زیاد وقت نمی کنم بیام و از شیرین زبونیهات یا از پروسه تولدت برات بنویسم.اما الان یه کم وقت را غنیمت شمردم تا از روز تولدت بنویسم.اولش که اصلا قصد دعوت کردن مهمون نداشتم اما بعداً تصمیم گرفتیم که عمه ها و خاله ها را هم دعوت کنیم. روز جشن که د...
20 آبان 1392

سه سالگی

  دردانه مامان و بابا فردا تولدته.خدایا شکرت برای این نعمت بزرگت.  به خاطر اینکه تولدت سوم محرم افتاده ،جمعه هفته پیش١٠/٠٨/٩٢ جشن گرفتیم.خیلی خیلی خوش گذشت.فردا سعی می کنم از عکسهات برات بگذارم.خودم که از جشنت خیلی راضی بودم.
16 آبان 1392

در آستانه سه سالگی

  دختر خوشگلم، مامانی دیگه این روزها خیلی سرش شلوغه.نزدیکه تولدته و چون مصادف شده با ٣ محرم مجبورم یه هفته جلوتر بگیرم. تم تولدت را امسال کفشدوزک انتخاب کردم ولی بهت قول مي دم از سال دیگه هر چی خودت خواستی را انتخاب کنیم مطمئنم اون لذتش بیشتره. شیرین زبونم موقعی که می خواهی دلیل چیزی را بگی می گی:آخه که....بعد کلی توضیح می دی قربون آخه که ات بشم من عشقم.  منفی کردن جملاتت ام جالبه وقتی می خوای مبارک را منفی کنی می گی: نبارک.مگه همه چی با ن منفی می شه بچه جون؟ این روزا که از شرکت زنگ می زنم کلی باهام حرف می زنی گزارش اتفاقات خونه را می دی ... بعداً نوشت: چند تا عكس تو پارك بانوان ...
30 مهر 1392

عید قربان 92

  عزیز دل مامان شب عید قربان واسه خاله فریبا عیدی بردیم.من عصر با خاله جون رفتیم واسه شب کلی خوردنی خریدیم به جای شیرینی هم یه کیک ببعی خریدیم که خیلی خوشمزه و خوشگل بود افتخار بریدنش را هم دادیم به تو و سینا.شب خوبی بود خوش گذشت. روز عید قربان هم خونه عمه نرگس نهار دعوت بودیم.عمه اینا تا ما بریم سر ببعی شون را بریده بودن. خیلی شیطونی می کردی، همه اسباب بازی های صبا را صاحب شده بودی. . . ...
28 مهر 1392