4.5 سالگیت مبارک
عزيز دلم امروز 4 و نيم ساله شدي . عزيز دلم مامان و بابا عاشقتند
چند خبر08/02/94
گل دخترم ارديبهشت، ماه خوبي بوده يه تغييراتي رخ داده مثلاً دايي رضا ماشينش (پرايد) را به عمو بهنام و خاله جون فروخت و خودش ماشين پسر عمه حميد (پژو)را خريد . و هر بار يكيشون ما را به صرف بستني بيرون دعوت كرد.دايي جون داره يه آپارتمان مي خرد.اميدوارم كلا مباركش باشه. ديروز براي اولين بار شما بعد از ظهر ساعت 15:15با آنيسا به مهد كودك رفتي.مامان و باباي آنيسا زحمت مي كشند رفتني تو را هم با آنيسا مي برند. و من و بابايي عصر ساعت 18:30 اومديم دنبالت. آنيسا كه ديد تو مي خواي بري گريه كرد و ما هر دو تون را تحويل گرفتيم آنيسا را برديم تحويل بابايي اش داديم و موقع برگشتن تو ...
توضیحاتی در خصوص فروردین
دو سه روز مونده به عيد الينا سرما خورد و مريض شد من هم همزمان با الينا سرما خوردم و رفتيم دكتر و خلاصه همش دارو و مريضي و سردرد و بعدش هم كه عيد شد و ما همچنان مريض بوديم روز اول كه عيد ديدني را شروع كرديم چون جاهاي زيادي رفتيم ديگه عصر حال من بدتر شد و دلم مي خواست فقط بخوابم. خلاصه الينا يه دوره15روزه كه مريض بود هيچي نمي خورد و حسابي لاغر شده بود ولي حالش بد نبود اما دوباره نهم بود كه صبح از درد گوش بيدار شد و بابا كه رفت سركار من و خاله فرزانه برديم اش كلينيك قائم . گوشش چرك كرده بود دوباره يه سري دارو هاي جديد و قرص نوشت و گرفتيم و داروها را كه دادم دختركم خوابيد تا ظهر . مادر جون هم&n...
فروردین 94
عزیز دلم سال نو مبارک. امیدوارم سال خوبی داشته باشی . هفت سین خونه خودمون خونه مادر جون01/01/94 خونه عزيز جون 01/01/94 خونه خودمون ...
23/12/93
دختر نازم اسفند ماه هم داره تموم مي شه، ماه شلوغ از بُعد كاري چه خونه و خونه تكاني و چه از بابت كار شركته ولي شيرين از بابت نزديكي به روزهاي تعطيليه. به نظر من شيرين تر از عيده به شرطي كه خيلي هم خسته نشي چون انتظارخيلي شيرين تر از وصاله. امسال ما خونه تكاني را بصورت تيكه تيكه انجام داديم. يعني پنجشنبه و جمعه هايي كه تعطيل بودم يه قسمتي را تميز كردم. اين هفته هم بابايي كمك كرد و اتاق خواب را با هم تكونديم البته كمك بابايي مثل اوستا شاگرديه .من شاگرد مي شم و اصل كار را بابايي انجام مي ده. دستش درد نكنه..يه تغييري تو اتاق خواب داديم بين تخت خودمون و تو يه كم فاصله داديم (تقريباً 20 سانت) .من خودم ...
عکس های آتلیه 4 سالگی
كفش هاي مامان را پوشيدي و خوشحالي شيرين تر از قند مامان تاج هنري ساخت مامان عاشق اين عكست هستم قربون اون خنده شيرينت برم من تو اين عكست هم خيلي نازي دختر گل مامان ، بابايي روز دوشنبه 11/12/93 رفت تهران و عكسهاي شما را از آتليه تحويل گرفت.خيلي از عكسها راضي بودم به جز چند تا اشكالات جزئي كه خودم متوجه شدم كه مي تونست بهتر از اين هم باشه و علت اصلي اش كمبود وقت بود به هر حال خيلي خوشگله.اينم عكس پدر و دختر ...
عکس های متفرقه
عيدي مامان در سال 93 از طرف مادر جون دايي رضا و خاله فريبا الينا خانوم مودب (خانه فريبا و حميد) الينا-زهرا-هستي-الينا(عروسي پسر عمه باباهاشون) ساغر و الينا خونه فريبا و حميد الينا با عروسكي كه عمه از مكه آورده براش الينا با لباس مهرسام (مهرسام در حال نشان دادن پروانه ها) ...
تيتروار از بهمن 93
پنجشنبه سي ام بهمن رفتيم خونه سميرا جون (دوست مامان) يه پسر خوشگل داره به اسم اهورا، موقع رفتن از قنادي يه كيك تولد گرفتيم تو هم تو قنادي از همه شيريني ها دوست داشتي بخري بهت گفتيم فقط از يكي اش انتخاب كن تو هم رولت را انتخاب كردي .موقع خارج شدن از قنادي سرت را محكم كوبيدي به شيشه عزيز دلم خيلي محكم خورد يه كمي گريه كردي اما زود آروم شدي و توي ماشين در چشم به هم زدني شيريني را خوردي و بشقاب خالي را تحويل ام دادي. خونه سميرا اينا هم يه كم رقصيدي و خيلي خيلي مودب بودي البته مهمونهاشون هم كم بود.ليلا جون و دختر كوچولوي دو ماهه اش هم اونجا بودند.تو كه خيلي ني ني دوست داري كلاً پيش ليلا جون بودي و به شير خوردن بها...






