اليناالينا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

الیناگلینا

16/8/93

سلام دختر عزیزتر از جونم. امروز جمعه و روز تولد شماست عزیزم تولدت هزاران بار مبارک.الان ساعت 10 دقیقه مونده به یازده و شما داری با بابایی بازی می کنی و من در حال نوشتن این مطلبم .عمه اکرم من و شما را نهار  د عوت کرده  ، می خواد واسه مهرسام آش دندونک بپزه. بازم تولدت مبارک عشقم. دوست دارم  ...
16 آبان 1393

الینا و دوستان

هلیا جون ابوالفضل،پارسا کوچولو ،صدرا،زهرا و الینا خونه ابولفضل کوچولو كيميا،پريا،مليكا،الينا،نازنين جون الینا و هلیا که از همایش شیر خوارگان برگشته بود . ...
12 آبان 1393

شب تولد

سلام شیطون بلای من. این دومین ساله که تولدت مصادف با ماه محرم شده و به همین علت ما تولدت را قبل از موعد جشن گرفتیم.امسال خیلی بیشتر از پارسال ذوق تولد داشتی و موقعی که هنوز تصمیم نگرفته بودم  تم تولدت را چی انتخاب کنم از من سراغ تولد می گرفتی. تا اینکه تم مورد نظرم را انتخاب کردم و دست به کار شدم. روز جشن که شروع به تزیین خونه کردم اومدی منو بوسیدی و تشکر کردی خیلی خیلی هم خوشحال بودی و بکوب حرف می زدی . اما از شب که مهمونها اومدن بگم امسال فقط مادر جونها و عمه ها، خاله ها و دایی جون بودند و دیگه مهمون زیادی دعوت نکردیم .برای شام جوجه و کوبیده درست کردیم که زحمتش را بابایی به کمک عمو بهنام کشید.منم که از روز ق...
12 آبان 1393

دختر نا نازم

عزيزكم اين روزها خيلي هواي مامان و داري و كلاٌ رابطه ات با ماماني خيلي بهتر شده .خيلي دوستم داري و همش مي خواي دل منو  بدست بياري.از شدت لجبازيات (شيطنت هاي كودكانه) با مامان خيلي كم شده.به حرف ماماني گوش مي دي و  با كسي كه با مامان بلند صحبت كنه يا به شوخي ماماني را دعواش كنند به شدت هوادار مامان مي شي . اصلا تو بازيها نمي گذاري كه بابايي نقش گرگ را بازي كنه و  ماماني راشكست بده يا بزند. عاشقتم و خيلي دلتنگت مي شم. با بابايي خيلي دوست داري جنگ بازي كني و بابا را شكست بدي و بابايي بيفته زمين. قايم باشك بازي مي كني .دوست داري ماشينت را ببري پارك روبروي خونمون و با سرعت (دور تند)ر...
12 مهر 1393

كلاس خلاقيت

دختر خلاقم داره مي ره كلاس خلاقيت.راستي  اين اولين كلاس زندگيته با اينكه اولش سخت بود و زياد دوست نداشتي بري و كتاب كارت را انجام بدي ولي  بعد از دو سه جلسه علاقمند شدي .كلاً سه نفريد توي كلاس(الينا-طنين و طه) و خانم موسوي هم خانم مربي تونه.الان دوست داري بري و شديداً خودت را واسه خانم مربي لوس مي كني . يه بار كه رفتيم در كلاس باز بود رفتي داخل با يه لحن مهربوني به خانم مي گي .خانوم مربي  هر چي شما گفتيد من انجام دادم. اينهم چند تا عكس از شما و دوستت طنين:                       &nbs...
31 شهريور 1393