اليناالينا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

الیناگلینا

سفر به رامسر

  سه شنبه 15/03/94 با خاله فريبا اينا تصميم گرفتيم بريم  مسافرت . چون تعطيلاتمون كم بود رفتيم رامسر  و كتالم .خاله فرزانه هم با ما اومد. خيلي خوش گذشت و خوشبختانه مثل سالهاي قبل مسير شلوغ نبود فقط يه كم هوا گرم بود. اول رفتيم رامسر ولي اونجا دنبال ويلا نگشتيم . عمو بهنام يه جاي خوشگل تو كتالم برد و اونجا يه شب خانه معلم مونديم و يه شب هم ويلا گرفتيم . همون روز كنار دريا رفتيم و شب هم بعد از گشت و گذار دوباره رفتيم ساحل. يه روز موزه كاخ رامسر رفتيم و اونجا واست لباس محلي گرفتيم و عكس گرفتيم و بعد از ظهرش هم تله كابين رفتيم خيلي منظره عالي داشت و موقع برگشت نهار رفتيم رستوران كشتي كه غذاهاي خوشمزه اي داشت.&n...
18 خرداد 1394

چند خبر08/02/94

گل دخترم  ارديبهشت،  ماه خوبي بوده يه تغييراتي رخ داده مثلاً دايي رضا ماشينش (پرايد) را به عمو بهنام و خاله جون  فروخت و خودش ماشين پسر عمه حميد (پژو)را خريد . و هر بار يكيشون ما را به صرف بستني بيرون دعوت كرد.دايي جون داره يه آپارتمان مي خرد.اميدوارم كلا مباركش باشه.  ديروز براي اولين بار شما بعد از ظهر  ساعت 15:15با آنيسا به مهد كودك رفتي.مامان و باباي آنيسا زحمت مي كشند رفتني تو را هم با آنيسا مي برند. و من و بابايي عصر ساعت 18:30 اومديم دنبالت. آنيسا كه ديد تو مي خواي بري گريه كرد و  ما هر دو تون را تحويل گرفتيم آنيسا را برديم تحويل بابايي اش داديم و  موقع برگشتن تو ...
8 ارديبهشت 1394

توضیحاتی در خصوص فروردین

دو سه روز مونده به عيد الينا سرما خورد و مريض شد من هم  همزمان با الينا سرما خوردم و رفتيم دكتر و خلاصه همش دارو و مريضي و سردرد و بعدش هم كه عيد شد و ما همچنان مريض بوديم روز اول كه عيد ديدني را شروع كرديم چون جاهاي زيادي رفتيم  ديگه عصر حال من بدتر شد و  دلم مي خواست فقط بخوابم. خلاصه الينا يه دوره15روزه كه مريض بود هيچي نمي خورد و حسابي لاغر شده بود ولي حالش بد نبود اما دوباره نهم بود كه صبح از درد گوش بيدار شد و بابا كه رفت سركار من و خاله فرزانه برديم اش كلينيك قائم . گوشش چرك كرده بود دوباره يه سري دارو هاي جديد و قرص نوشت و گرفتيم و داروها را كه دادم دختركم خوابيد تا ظهر . مادر جون هم&n...
23 فروردين 1394