ماه مهمانی خدا
الینا و مهد کودک
شروع ماه رمضان
سفر به رامسر
سه شنبه 15/03/94 با خاله فريبا اينا تصميم گرفتيم بريم مسافرت . چون تعطيلاتمون كم بود رفتيم رامسر و كتالم .خاله فرزانه هم با ما اومد. خيلي خوش گذشت و خوشبختانه مثل سالهاي قبل مسير شلوغ نبود فقط يه كم هوا گرم بود. اول رفتيم رامسر ولي اونجا دنبال ويلا نگشتيم . عمو بهنام يه جاي خوشگل تو كتالم برد و اونجا يه شب خانه معلم مونديم و يه شب هم ويلا گرفتيم . همون روز كنار دريا رفتيم و شب هم بعد از گشت و گذار دوباره رفتيم ساحل. يه روز موزه كاخ رامسر رفتيم و اونجا واست لباس محلي گرفتيم و عكس گرفتيم و بعد از ظهرش هم تله كابين رفتيم خيلي منظره عالي داشت و موقع برگشت نهار رفتيم رستوران كشتي كه غذاهاي خوشمزه اي داشت.&n...
ارديبهشت ماه
4.5 سالگیت مبارک
عزيز دلم امروز 4 و نيم ساله شدي . عزيز دلم مامان و بابا عاشقتند
چند خبر08/02/94
گل دخترم ارديبهشت، ماه خوبي بوده يه تغييراتي رخ داده مثلاً دايي رضا ماشينش (پرايد) را به عمو بهنام و خاله جون فروخت و خودش ماشين پسر عمه حميد (پژو)را خريد . و هر بار يكيشون ما را به صرف بستني بيرون دعوت كرد.دايي جون داره يه آپارتمان مي خرد.اميدوارم كلا مباركش باشه. ديروز براي اولين بار شما بعد از ظهر ساعت 15:15با آنيسا به مهد كودك رفتي.مامان و باباي آنيسا زحمت مي كشند رفتني تو را هم با آنيسا مي برند. و من و بابايي عصر ساعت 18:30 اومديم دنبالت. آنيسا كه ديد تو مي خواي بري گريه كرد و ما هر دو تون را تحويل گرفتيم آنيسا را برديم تحويل بابايي اش داديم و موقع برگشتن تو ...
توضیحاتی در خصوص فروردین
دو سه روز مونده به عيد الينا سرما خورد و مريض شد من هم همزمان با الينا سرما خوردم و رفتيم دكتر و خلاصه همش دارو و مريضي و سردرد و بعدش هم كه عيد شد و ما همچنان مريض بوديم روز اول كه عيد ديدني را شروع كرديم چون جاهاي زيادي رفتيم ديگه عصر حال من بدتر شد و دلم مي خواست فقط بخوابم. خلاصه الينا يه دوره15روزه كه مريض بود هيچي نمي خورد و حسابي لاغر شده بود ولي حالش بد نبود اما دوباره نهم بود كه صبح از درد گوش بيدار شد و بابا كه رفت سركار من و خاله فرزانه برديم اش كلينيك قائم . گوشش چرك كرده بود دوباره يه سري دارو هاي جديد و قرص نوشت و گرفتيم و داروها را كه دادم دختركم خوابيد تا ظهر . مادر جون هم&n...




